تبليغاتX
مطالب خواندنی -
(جوک ولطیفه -رسول اکرم(ص)-عاشقانه -شعر - داستان-استقلال- پیروزی و....)

 

 

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف . ب . پ . ت . ث . چهار . پنج . شش . هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: اي . بي . سي . چهل . پنجاه . شصت . هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا . بتا . ستا . چهارتا . پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج . پنج . شش . هفت...

 

 دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

تركه ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! تركه ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟

تركه زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد تركه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

تركه جلو دختره ميخوره زمين، ميگه حركتو داشتي؟

 

دوست دختر ترکه بهش میگه : اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه ترکه میگه انقدر پلک نزن صدات قطع و وصل میشه

 

ازترکه میپرسن شغلت چیه؟ میگه: یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو لو نمیده

يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! ترکه داشته رد ميشده ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟

 

 (    آنقدر خوب و قشنگی که به هنگام وداع

                                     حیفم آید بسپرمت دست خدا

 

                           تا آپ بعدي همگي باي                       )

 

نوشته شده توسط محسن قامتی در ساعت 15:55 | لینک  |